تبليغاتX
 من و تنهایی هام

من و تنهایی هام

انقدر از زندگی دلسرد و دلگیرم #@#@#@ که روزی مرگ خود را جشن میگیرم

برای مرتضی عزیز

کوه غم و رو شونم دیدی و بر نداشتی

من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی

رفتی و توی قلبم یادتو جا گذاشتی

روی تموم حرفات یکدفعه پا گذاشتی

بال و پرم بودی خبر نداشتی

تاج سرم بودی خبر نداشتی

سایه به سایه هر طرف که بودم

همسفرم بودی خبر نداشتی

 

 

 

وقتی از قربت ایام دلم میگیرد

مرغ امید من از شدت غم میمیرد

دل به رویای خوش خاطره ها میبندم

باز هم خاطره ات دست مرا میگیرد

 

 

 

اگر به زور روزگار از زندگیت میرم کنار

 میرم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار

 

 

 

میدونم یه روز میفهمی

 روزی که دنیا رو گشتی

من چه جوری تو رو خواستم

 تو چه جور ازم گذشتی

 

 


 

نوشته شده توسط سونیا در 18 Jul 2008 ساعت 12 PM موضوع | لینک ثابت


روز پدر رو به همه پدر های گل دنیا تبریک میگم مخصوصا بابا جون خودم که خیلی

 

شرمنده شم.دختر خوبی براش نبودم.وهمچنین آقامون:

 

اقا رسول گل روزت مبارک.

 

 


 

نوشته شده توسط سونیا در 16 Jul 2008 ساعت 10 AM موضوع | لینک ثابت


برای تو که میدونم مثل من ...

من تموم قصه هام قصه ی توست

اگه غمگینه اون از غصه توست

یه دفعه مثل یه آهو توی صحراها رمیدی

بس که چشم تو قشنگ بود گله ی گرگ رو ندیدی

دل نبود توی دلم توروگرگا نبینن

اونا با دندون تیز به کمینت نشینن

الهی من فدای تو چیکار کنم برای تو

اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو

یه دفعه مثل پرنده قفس عشقو شکستی

پر زدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی

دل نبودتوی دلم گم نشی تو کوچه باغا

غربا که تاریکه نریزن رو سرت کلاغا

نخوره سنگی به بالت پرت نشه فکرو خیالت

منتموم قصه هام قصه ی توست

اگه غمگینه اون از غصه ی توست

یه دفعه مثل یه گلرفتی تو دست خزون

سیل و بارون تگرگ می اومد از آسمون

بردمت توگلخونه که نریزه رو سرت

که یه وقتی خیس نشه یخ کنه بال و پرت

 


 

نوشته شده توسط سونیا در 4 Jul 2008 ساعت 3 PM موضوع | لینک ثابت


برای تو که میدونم مثل من تنهایی دوست خوبم همدم تنهایی هام(m)


حسرت به دل دیدن خنده های تو من میمونم

واسه قریبه ست همه بهونه های تو من میدونم

با همه اینا عاشقونه برات باز میخونم

ظالم کی مث من عاشق دل سنگت میشه

کی جز من میخواد بمونه پیش تو همیشه


دل به تو بستم کاشکی بفهفی

دل تنگی هامو کاشکی بفهمی

بغض صدامو کاشکی بفهمی

دارم میمیرم از غم دوریت توبیخیالی غرق غروری

حالم عجیبه دل شوره دارم کاشکی بدونی چه بی قرارم

کاشکی بفهمی کاشکی بدونی کاشکی بیای و پیشم بمونی

چشماتو هر شب تو خواب میبینم

چشم انتظارت تا دکی بشینم

کی تو نگاهم عشقو میخونی

منو به چشمات کی میرسونی

کاشکی بفهمی من تورو میخوام

تویی عزیزم تموم دنیام


 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سونیا در 28 Jun 2008 ساعت 11 PM موضوع | لینک ثابت


عشق من عاشقم باش

بهترین ترانه رو من از چشمای تو میسازم

تو قمار زندگیمون تو نباشی من مبیازم

اگه باشی در کنارم با تو من مالک دنیام

بی خیال غربت و غم بی خیال نور فردام

دوست دارم دوست دارم......توی دنیا تو رو دارم

دوست دارم دوست دارم......توی دنیا تو رو دارم

مثل آسمون که تنها امیدش چند تا ستارست

دیدن برق نگاهت واسه من عمر دوبارست

هر سر انگشت تو یعنی قصه ی خوب نوازش

 هر نگاه عاشق تو غزل آبی خواهش

جاده های مهربونی میگزره از تو نگاهت

روشنه شبای تارم با خیال روی ماهت

جاده های مهربونی میگزره از تو نگاهت

روشنه شبای تارم با خیال روی ماهت


برای زنده بودن دلیل آخرینم باش

 

عشق

گذشتن از مرز وجوده

مرگ آغاز راه قصه بوده

من

راهی شدم نگو که زوده

اون کسی که سر سپرده

مثل ما عاشق نبوده


 


 

نوشته شده توسط سونیا در 28 Jun 2008 ساعت 7 PM موضوع | لینک ثابت


بازم حرفهای دلم بازم درد و دلهایی که میدونم ازش خسته شدید ولی برای کسی که همدمی جز اشک نداره کاری غیر از این وجود نداره.

 

یه روزهایی وقتی میدیدم خدا جلوی رسیدن من به تنها کسم رو میگیره همش آرزوی مرگ میکردم.نمیخواستم زنده باشم.چون میدونستم زندگی کردن بدون رسول برام امکان نداره.رسول همه ی زندگی من بود و من که دیدم خدا منو از این زندگی راحت نمیکنه سعی کردم باهاش لج کنم.رسولو ترک نکنم.ولی باز بعد یه مدت که گذشت.هر موقع بابام از سر کار برمیگشت وقتی چشمای خستشو میدیدم با نگاهش بهم میگفت چرا زیر قولت زدی.انقدر غمو غصه تو دلم بود که روزبه روز افسرده تر میشدم.

خدا جون مگه من چند سالمه که باید این همه سختی رو تحمل کنم.گفتی میخوام برگردی پیش خودم قبول کردم و نه نگفتم.میدونم که توخوبی و آینده که دیگه ندارمش به دست تو ولی تو این سن و سال به خدا از این همه غم

کمرم داره میشکنه.قسم به خودت که دارم دیوونه میشم.

ادامه داره ولی اشک امون نمیده.

 


 

نوشته شده توسط سونیا در 23 Jun 2008 ساعت 4 PM موضوع | لینک ثابت


پشت سرم گریه نکن مسافرم مسافرم

اشکاتو هی هدر نده به خاطرم به خاطرم

جولوی راهمو نگیر نذار منم گریه کنم

 صلاحمون اینه عزیز باید برم سفر کنم

طاقت اشکاتوندارم تو رو خدا نذار ببارم

 خدا نخواست قسمت اینه که من تورو تنها بذارم

تورو خداگریه نکن انقدر نگو نرو نرو

بغضم داره میترکه انقدر نگونرو نرو

اینجوری بی تابی نکن الهی قربونت برم

خدا نگهدارت باشه باید برم باید برم

تورو خداگریه نکن انقدر نگو نرو نرو

بغضم داره میترکه انقدر نگونرو نرو

اینجوری بی تابی نکن الهی قربونت برم

خدا نگهدارت باشه باید برم باید برم

 

 

فقط میتونم بگم که برام دعا کنید


 

نوشته شده توسط سونیا در 18 Jun 2008 ساعت 11 PM موضوع | لینک ثابت


من میرم

میرم تا تو آروم شبها چشمات بسته شه

دیوار اتاقت از عکسم خسته شه

میرم تا بارون منو یاد تو نندازه

میره یه جای تازه

 

میرم یه جای تازه

 

میرم با چشمای خیسو قلبی بی گناه

میرم حتی نمیندازی به من یک نگاه

هر جا میرم اما بازم یادت می افتم

اینو به همه گفتم 

 

اینو به همه گفتم

 

میرم جای من اینجانیست عشق تو زیبا نیست رویا نیست

میرم جایی که دریا نیست اسم تو رو ما نیست غوغا نیست

 

کاش میشد تا ببینی من اینجا چه تنهام

وقتی که تو نباشی به هم میریزه دنیام

اینجا کسی نیست با چشمای نازو روشن

بیتو چه غریبم من

 

بیتو چه غریبم من

 

از هرجا رد میشم میاد عکست روبه روم

سوخته تو اتیش عشقت شهر آرزوم

 

دارم آروم آروم  مرگ و به جون میخرم

 دیدی چی اومد سرم

 

دیدی چی اومد سرم

 

میرم جای من اینجا نیست  عشق تو  زیبا نیست رویا نیست

میرم جایی که دریا نیست اسم تو رو ما نیست غوغا نیست

 

 


 

نوشته شده توسط سونیا در 4 Jun 2008 ساعت 2 PM موضوع | لینک ثابت


گریه کن

یه زمانی خیلی سال پیش وقتی ادما ناراحت میشدن

 

 یه چیزی از گو شه چشمشون مثل یه قطره میچکید

 

احساس قشنگی بود ولی هیچ کسی اسمشو نمیدونست

 

 بعد ها همه ی عاشقا جمع شدن و اسم این قطره رو گذاشتن اشک و

 

اسم این احساس و گریه

 

گریه کن برای دردهات گریه کن برای خونه گریه کن برای این دل که نمیتونه بمونه

 

که نمیتونه بمونه

 

 گریه کن برای دردهات گریه آواز جنونه گریه کن اگه میتونی که تو دل غمی نمونه

 

اگه میشنوی صدامو یا که میبینی نگامو دل من تنهای تنهاست تو ندیدی گریاهامو

 

تو ندیدی گریه هامو

 

گریه کن برای درد هات گریه آواز جنونه گریه کن برای این دل که نمیتونه بمونه

 

گریه کن برای رفتن گریه کن برای مردن گریه کن برای قلبی که با چشمای تو سوختن

 

که با چشمای تو سوختن

 

 اگه میشنوی صدامو یا که میبینی نگامو دل من تنهای تنهاست تو ندیدی گریه هامو

 

گریه کن برای دردهات گریه آواز جنونه گریه کن برای این دل که نمیتونه بمونه

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سونیا در 24 May 2008 ساعت 7 AM موضوع | لینک ثابت


حلالم کنید.

 

 

میرم تا با تنهایی هام تنها باشم شایدم بمیرم

ازتون معزرت میخوام اگه اذیتتون کردم.یسرا جونم معزرت میخوام اگر خستت کردم از سوالاتم.

فدای هممتون اگه دیگه نیومدم حلالم کنید.


 

نوشته شده توسط سونیا در 7 May 2008 ساعت 8 PM موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting [blogtitle]


[blogtitle]


عنوان : [posttitle]

تاريخ : [fullpostdate]

نويسنده : [postauthor]

حرف هاي درگوشي : [privatemessages] تا

ارسال نظر

[namebox value=(33)]

نام شما :

[webbox value=(33)]

آدرس وب :

[mailbox value=(33)]

آدرس ايميل :

[commentbox]

[savecookie value=(ذخيره شدن اطلاعات شما)]

[privatecom value=(ارسال بصورت پيغام خصوصي)]

[submitbtn value=(ارسال)]


سخن دوستان

تاريخ : [date]

نويسنده : [author]


[comment]